1
00:00:01,180 --> 00:00:03,100
‫بشارت باد،

2
00:00:04,190 --> 00:00:07,190
‫ای قهرمان، «فلام آپریکوت».

3
00:00:07,900 --> 00:00:11,940
‫تو توسط «اوریجین»، آفریدگار الهی برگزیده شدی.

4
00:00:07,900 --> 00:00:09,300
‫روستای ما یه قهرمان بیرون داد!

5
00:00:09,300 --> 00:00:10,970
‫داره میره که «ارباب شیاطین» رو شکست بده!

6
00:00:10,970 --> 00:00:13,160
‫موفق باشی، فلام!

7
00:00:16,070 --> 00:00:17,740
‫من هواتو دارم!

8
00:00:17,740 --> 00:00:19,580
‫برو دهنشون رو صاف کن!

9
00:00:37,140 --> 00:00:38,640
‫رویاپردازی دیگه بسه.

10
00:00:39,060 --> 00:00:41,940
‫یه آدم فکستنی مثل تو عمراً بتونه ارباب شیاطین رو شکست بده.

11
00:02:15,990 --> 00:02:18,700
‫پایان
‫آغاز

12
00:02:18,700 --> 00:02:21,000
‫آغاز و پایان

13
00:02:46,870 --> 00:02:48,040
‫حالا چی؟

14
00:02:50,080 --> 00:02:51,360
‫چی به سرم میاد؟

15
00:02:58,630 --> 00:03:01,660
‫چند وقته اینجایی؟

16
00:03:02,550 --> 00:03:05,410
‫فکر کنم الان سه روز شده.

17
00:03:06,990 --> 00:03:08,410
‫چه چشم‌های قشنگی.

18
00:03:12,030 --> 00:03:13,140
‫ولی...

19
00:03:13,140 --> 00:03:17,300
‫چون اینجاست، حتماً اونم یه برده‌ست.

20
00:03:22,940 --> 00:03:26,270
‫عذر میخوام که منتظرتون گذاشتم.

21
00:03:26,910 --> 00:03:29,230
‫مطمئنم تا الان دوزاریتون افتاده،

22
00:03:29,650 --> 00:03:33,290
‫ولی شماها به عنوان کالا هیچ ارزشی برای من ندارید.

23
00:03:37,080 --> 00:03:40,070
‫واسه همین میخوام از شرتون خلاص شم.

24
00:03:45,120 --> 00:03:51,590
‫با این حال، من کلی پول بابت خریدن و سیر کردن شکم شماها دادم.

25
00:04:03,460 --> 00:04:10,730
‫فکر کنم کمترین کاری که برای جبرانش می‌تونید بکنید اینه که با مرگتون سرگرمم کنید.

26
00:04:11,270 --> 00:04:15,820
‫اینا «غول» هستن. متعلق به پایین‌ترین رده هیولاها.

27
00:04:30,950 --> 00:04:33,590
‫آخی، طفلکی.

28
00:04:33,980 --> 00:04:36,320
‫کاش حداقل یه ذره ارزش داشتی.

29
00:04:39,530 --> 00:04:41,640
‫اما بذار یه حالی بهت بدم.

30
00:04:42,070 --> 00:04:45,600
‫اگه بتونی کلک این غول‌ها رو بکنی، دوباره میذارمت واسه فروش.

31
00:04:46,100 --> 00:04:50,980
‫وای به حالت! بهتره یه کاری بکنی، وگرنه نفر بعدی تویی!

32
00:04:51,640 --> 00:04:56,790
‫ولی با دست خالی که نمی‌تونی غول‌ها رو شکست بدی. یه سلاح لازم داری.

33
00:04:56,790 --> 00:04:58,320
‫مگه نه؟

34
00:04:59,120 --> 00:05:03,980
‫اوه، اینجا چی داریم؟ یه شمشیر!

35
00:05:03,980 --> 00:05:09,160
‫نه اینکه هیچ‌کدوم بتونید ازش استفاده کنید، آخه استت‌هاتون (آمار) افتضاحه!

36
00:05:09,420 --> 00:05:10,120
‫لعنتی!

37
00:05:14,580 --> 00:05:17,480
‫این قراره بلیط شانس من برای یه زندگی بهتر باشه!

38
00:05:17,920 --> 00:05:19,010
‫داغه!

39
00:05:21,780 --> 00:05:23,060
‫چـ-چه اتفاقی داره میفته؟!

40
00:05:28,680 --> 00:05:33,540
‫آخ، چه بد. اون شمشیر نفرین شده‌ست.

41
00:05:33,540 --> 00:05:36,650
‫هر کی بهش دست بزنه ذوب میشه و درجا می‌میره.

42
00:05:37,190 --> 00:05:40,990
‫منم گول اون برند «اپیک» (حماسی) روش رو خوردم و مثل احمق‌ها خریدمش.

43
00:05:40,990 --> 00:05:43,650
‫درست مثل تو،

44
00:05:43,650 --> 00:05:47,060
‫فلام آپریکوت! مثلاً قهرمانی تو!

45
00:05:47,060 --> 00:05:48,660
‫همه آمارهات صفره!

46
00:05:48,920 --> 00:05:51,030
‫تیکه آشغال!

47
00:05:54,970 --> 00:05:56,140
‫آشغال.

48
00:05:57,520 --> 00:05:58,460
‫صفر؟

49
00:05:58,460 --> 00:06:00,420
‫توانایی ذاتی: معکوس
‫مجموع آمار: ۰

50
00:05:58,850 --> 00:06:00,420
‫شوخیت گرفته؟

51
00:06:05,500 --> 00:06:06,580
‫آشغال.

52
00:06:07,520 --> 00:06:09,470
‫بشارت باد،

53
00:06:09,890 --> 00:06:12,940
‫ای قهرمان، فلام آپریکوت.

54
00:06:13,490 --> 00:06:17,270
‫تو توسط «اوریجین»، آفریدگار الهی برگزیده شدی.

55
00:06:17,270 --> 00:06:18,770
‫موفق باشی، فلام!

56
00:06:18,770 --> 00:06:20,240
‫من هواتو دارم!

57
00:06:20,240 --> 00:06:22,920
‫من از همون اولشم اصلاً دلم نمی‌خواست از روستا برم.

58
00:06:23,670 --> 00:06:26,570
‫حتی پیاده‌روی‌های کوتاه هم نفسم رو بند میاورد،

59
00:06:27,400 --> 00:06:28,780
‫و نمی‌تونستم هیچ چیزی رو حمل کنم.

60
00:06:30,790 --> 00:06:33,580
‫اصلاً هم نمی‌دونستم چطوری از توانایی ذاتیم، «معکوس»، استفاده کنم،

61
00:06:34,550 --> 00:06:38,470
‫که به نظر می‌رسید فقط باعث شده تمام آمارهام روی صفر قفل بشن.

62
00:06:45,260 --> 00:06:46,930
‫من هیچ توانایی‌ای برای جنگیدن نداشتم.

63
00:06:48,670 --> 00:06:49,590
‫پس چرا...

64
00:06:50,630 --> 00:06:52,440
‫چرا کسی مثل من...

65
00:06:50,630 --> 00:06:53,730
‫چرا آدمی مثل من انتخاب شد؟

66
00:06:57,810 --> 00:07:03,030
‫نام آیتم: کیک توت‌فرنگی

67
00:06:58,440 --> 00:07:03,030
‫من و «سیریل سوییچکا» هم‌سن بودیم و جفتمون مال حومه شهر،

68
00:07:03,340 --> 00:07:05,080
‫و خیلی زود با هم جور شدیم.

69
00:07:05,640 --> 00:07:08,990
‫ولی سیریل قدرتمند بود و من ناتوان.

70
00:07:09,390 --> 00:07:11,710
‫این رو خودت درست کردی، فلام؟

71
00:07:10,150 --> 00:07:14,790
‫تنها کاری که از دستم برمی‌اومد کار خونه بود، پس دقیقاً همون کار رو می‌کردم.

72
00:07:12,060 --> 00:07:13,630
‫این عالیه!

73
00:07:13,630 --> 00:07:14,940
‫ممنون، فلام.

74
00:07:14,940 --> 00:07:18,330
‫همیشه غذاهای خوشمزه برامون درست می‌کنی.

75
00:07:18,330 --> 00:07:20,600
‫این کمترین کاریه که از دستمون برمیاد.

76
00:07:21,290 --> 00:07:22,800
‫و با این حال...

77
00:07:23,320 --> 00:07:27,260
‫رویاپردازی دیگه بسه. یه آدم فکستنی مثل تو عمراً بتونه ارباب شیاطین رو شکست بده.

78
00:07:31,790 --> 00:07:33,160
‫سیریل؟

79
00:07:36,970 --> 00:07:39,020
‫مطمئنید قربان؟

80
00:07:39,020 --> 00:07:41,360
‫می‌تونم این دختر خوشگل رو ازتون تحویل بگیرم؟

81
00:07:41,700 --> 00:07:44,760
‫واسه من که فرقی نمی‌کنه. آشغاله.

82
00:07:46,220 --> 00:07:49,820
‫نه اصل و نسبی داره و نه قدرتی که بشه ازش حرف زد.

83
00:07:50,410 --> 00:07:53,740
‫کمترین کاری که می‌تونست بکنه این بود که سر راه ما نباشه، که تو اونم شکست خورد.

84
00:07:54,260 --> 00:07:55,370
‫صادقانه بگم،

85
00:07:55,760 --> 00:07:59,330
‫صرفاً نفس کشیدن تو هوایی که اون هست حالم رو به هم میزنه.

86
00:07:59,950 --> 00:08:04,300
‫راستش به خودم افتخار می‌کنم که این همه مدت تحملش کردم.

87
00:08:04,660 --> 00:08:06,060
‫ژان...؟

88
00:08:06,560 --> 00:08:12,410
‫خب فلام، میخوام بهت یه نقشی بدم که حتی تو هم از پسش بربیای.

89
00:08:13,140 --> 00:08:14,150
‫اون چیه؟

90
00:08:14,150 --> 00:08:17,430
‫یه آهن داغ برای علامت‌گذاری برده‌ها.

91
00:08:17,430 --> 00:08:18,460
‫حرارت.

92
00:08:19,690 --> 00:08:21,680
‫نه... نه!

93
00:08:22,520 --> 00:08:25,030
‫نه... من نمی‌خوام برده باشم!

94
00:08:25,400 --> 00:08:29,060
‫اصلاً متوجه هستی که چه سرباری بودی؟

95
00:08:29,060 --> 00:08:31,530
‫همه‌مون حالمون ازت بهم میخوره.

96
00:08:31,890 --> 00:08:36,120
‫این حقیقت نداره! «اترنا» و «گادیو» خیلی باهام مهربون بودن!

97
00:08:36,430 --> 00:08:37,030
‫و سیریل...

98
00:08:37,030 --> 00:08:39,330
‫همه‌شون با این کار موافقت کردن.

99
00:08:39,720 --> 00:08:43,290
‫در واقع، سیریل بیشتر از همه‌مون دلش می‌خواست این اتفاق بیفته.

100
00:08:47,110 --> 00:08:51,690
‫اون از اینکه دیگه مجبور نیست قیافه‌ت رو ببینه، از خوشحالی بال درآورده بود.

101
00:08:53,680 --> 00:08:57,350
‫تیکه آشغالِ بی‌مصرف.

102
00:08:57,790 --> 00:09:00,310
‫این چیزیه که لایقشی.

103
00:09:00,580 --> 00:09:02,910
‫نه... بس کنید! نکنید!

104
00:09:02,910 --> 00:09:03,980
‫نه!

105
00:09:04,380 --> 00:09:07,020
‫نه!

106
00:09:07,020 --> 00:09:09,610
‫حالا، سزای اعمالت رو بپذیر!

107
00:09:16,150 --> 00:09:18,660
‫کاش از روستا بیرون نمیومدم...

108
00:09:18,660 --> 00:09:22,640
‫هیچ‌وقت مجبور نمی‌شدم این چیزا رو تحمل کنم.

109
00:09:23,940 --> 00:09:26,840
‫خواهش می‌کنم، بهم رحم کنید! رحم کنید!

110
00:09:27,150 --> 00:09:30,490
‫خواهش می‌کنم! التماستون می‌کنم!

111
00:09:30,490 --> 00:09:34,550
‫هر کاری لازم باشه می‌کنم تا فروخته بشم!

112
00:09:34,550 --> 00:09:36,260
‫اه، بو گند میدی.

113
00:09:36,820 --> 00:09:38,080
‫نه...

114
00:09:38,590 --> 00:09:39,740
‫چی گفتی؟

115
00:09:39,740 --> 00:09:41,730
‫من نمی‌خوام اینطوری بمیرم.

116
00:09:42,260 --> 00:09:45,940
‫من هیچ کار اشتباهی نکردم!

117
00:09:46,190 --> 00:09:48,900
‫اوه، چرا کردی.

118
00:09:49,300 --> 00:09:53,880
‫من کلی پول پات دادم چون جزوی از گروه قهرمان‌ها بودی.

119
00:09:54,390 --> 00:09:59,220
‫تو پول منو بالا کشیدی!

120
00:10:00,280 --> 00:10:06,000
‫تو تیکه آشغالِ بی‌ارزش!

121
00:10:07,400 --> 00:10:08,670
‫آشغال.

122
00:10:08,670 --> 00:10:12,420
‫آشغال... آشغال... آشغال...

123
00:10:12,420 --> 00:10:14,420
‫تو هیچی نیستی جز زباله.

124
00:10:14,420 --> 00:10:17,910
‫تقاص گناهات رو پس بده و فقط کپت رو بذار و بمیر!

125
00:10:17,910 --> 00:10:19,010
‫نه.

126
00:10:19,370 --> 00:10:21,640
‫پس نظرت چیه اون شمشیر رو برداری

127
00:10:23,860 --> 00:10:26,310
‫و برای زندگیت بجنگی؟

128
00:10:27,190 --> 00:10:29,780
‫گزینه‌های پیش روش: تسلیم بشه و خورده بشه...

129
00:10:30,520 --> 00:10:31,360
‫نه...

130
00:10:32,330 --> 00:10:35,160
‫... یا بجنگه و ذوب بشه و بمیره.

131
00:10:35,470 --> 00:10:37,740
‫من هیچ‌کدوم رو نمی‌خوام!

132
00:10:40,270 --> 00:10:41,160
‫اما...

133
00:10:41,710 --> 00:10:43,600
‫اگه قراره در هر صورت بمیرم...

134
00:10:46,630 --> 00:10:50,700
‫بهتره بجنبی، وگرنه شروع می‌کنن به لمبوندنت!

135
00:10:50,700 --> 00:10:53,800
‫اون انتخاب کرد که موقع جنگیدن بمیره.

136
00:10:57,870 --> 00:11:01,060
‫تو می‌تونی! فقط یکم دیگه مونده!

137
00:11:13,330 --> 00:11:13,990
‫این...

138
00:11:14,950 --> 00:11:16,200
‫بالاخره تموم شد.

139
00:11:16,900 --> 00:11:19,420
‫دیگه حتی دردی هم حس نمی‌کنم.

140
00:11:19,850 --> 00:11:22,460
‫پس مردن این شکلیه؟

141
00:11:30,980 --> 00:11:32,920
‫«نفرین بر قدرتمندان،

142
00:11:33,470 --> 00:11:35,360
‫برکت بر ضعیفان.»

143
00:11:36,500 --> 00:11:41,720
‫انگار اون تیغه سیاه که از کشتن برده‌ها خسته شده بود، این رو زمزمه کرد.

144
00:11:45,320 --> 00:11:47,430
‫چه خبر شده؟

145
00:11:51,780 --> 00:11:53,320
‫چـ-چرا؟

146
00:11:54,220 --> 00:11:55,900
‫چرا ذوب نمیشی؟

147
00:11:57,180 --> 00:11:58,200
‫تازه...

148
00:11:58,530 --> 00:12:00,990
‫چرا زخم‌هات خوب شده؟

149
00:12:00,990 --> 00:12:01,870
‫هان؟

150
00:12:02,570 --> 00:12:05,080
‫اوه، همه‌ش برگشت.

151
00:12:06,000 --> 00:12:09,880
‫اه، زود باشید اون آشغال رو بلمبونید دیگه!

152
00:12:34,070 --> 00:12:39,030
‫و-وای، تو عجب چیزی هستی. نظرت چیه با هم معامله کنیم؟

153
00:12:40,160 --> 00:12:43,330
‫چـ-چطور دارم به دست همچین آشغالی می‌میرم؟

154
00:12:49,120 --> 00:12:53,680
‫دخترک خودشو قانع کرده بود که کل دنیا مرگش رو می‌خواد.

155
00:12:56,010 --> 00:12:57,170
‫ولی حالا...

156
00:12:58,100 --> 00:12:59,380
‫حالا می‌فهمم.

157
00:13:00,260 --> 00:13:02,690
‫اشکالی نداره اگه من زنده بمونم.

158
00:13:08,340 --> 00:13:11,600
‫تجهیزات «اپیک» رو میشه به اراده خود غیب کرد.

159
00:13:16,480 --> 00:13:18,120
‫وای، واقعاً غیب شد.

160
00:13:20,920 --> 00:13:22,450
‫بیا با هم از اینجا بریم.

161
00:13:24,350 --> 00:13:28,580
‫داری میگی شما ارباب من میشید؟

162
00:13:29,020 --> 00:13:30,250
‫«ارباب»؟

163
00:13:30,570 --> 00:13:32,710
‫منو با خودتون می‌برید، مگه نه؟

164
00:13:33,390 --> 00:13:35,670
‫پس قصد دارید که من بهتون خدمت کنم؟

165
00:13:36,310 --> 00:13:39,420
‫خدمت؟ نه، من فقط میگم باید فرار کنیم.

166
00:13:39,870 --> 00:13:45,640
‫مطمئن نیستم همراه شدن با کسی که اربابم نباشه چه فایده‌ای داره.

167
00:13:47,870 --> 00:13:50,480
‫این دختر فقط زندگی به عنوان یه برده رو تجربه کرده.

168
00:13:51,030 --> 00:13:56,380
‫خیلی خب. پس از امروز من ارباب تو هستم.

169
00:13:56,380 --> 00:13:58,440
‫حالا باهام میای؟

170
00:14:02,350 --> 00:14:04,700
‫بله، ارباب.

171
00:14:05,190 --> 00:14:07,280
‫من فلام آپریکوت هستم.

172
00:14:08,510 --> 00:14:10,370
‫اسم من «میل‌کیت»ـه.

173
00:14:11,270 --> 00:14:12,830
‫باشه، میل‌کیت.

174
00:14:13,370 --> 00:14:14,440
‫بزن بریم!

175
00:14:28,570 --> 00:14:31,730
‫جنگ انسان و شیاطین ۳۰ سال پیش تموم شد،

176
00:14:32,000 --> 00:14:35,970
‫ولی با این حال شیاطین هنوز هم قلمرو انسان‌ها رو تهدید می‌کنن.

177
00:14:35,970 --> 00:14:39,500
‫بسیاری از شوالیه‌های کلیسا تا به امروز جونشون رو برای متوقف کردن اون‌ها به خطر انداختن.

178
00:14:39,500 --> 00:14:45,130
‫حالا، قهرمانانِ برگزیده اوریجین هم به اون‌ها ملحق خواهند شد.

179
00:14:45,130 --> 00:14:48,660
‫بیایید برای قهرمانان دعا کنیم تا صلح رو برای ما به ارمغان بیارن.

180
00:14:50,100 --> 00:14:55,030
‫آفریدگار الهی، اوریجین، جهان رو خلق کرد و بهش حیات بخشید...

181
00:14:55,030 --> 00:14:59,020
‫یعنی همون شکل حیاتِ دو مارپیچی که ما، بشریت باشیم.

182
00:14:59,020 --> 00:15:04,300
‫مأموریت خدادادی ما گردآوری خِرَد و انتقال اون به نسل بعدیه.

183
00:15:04,300 --> 00:15:07,970
‫همین‌طور که ما با یکدیگر پیوند می‌خوریم، خِرَدمون هم بیشتر میشه.

184
00:15:07,970 --> 00:15:10,580
‫پس بیایید متحد و هم‌نوا بشیم،

185
00:15:10,580 --> 00:15:16,730
‫و خِرَدی که می‌اندوزیم فراتر از ما خواهد رفت، بسان مارپیچی عظیم که ما رو به خدا وصل می‌کنه.

186
00:15:16,730 --> 00:15:21,280
‫چرخه زندگی با مشقت بسیار پلکانی مارپیچ به سوی آسمان‌ها می‌سازه،

187
00:15:21,280 --> 00:15:23,720
‫و ما انسان‌ها پله‌های زنده اون رو تشکیل میدیم.

188
00:15:23,720 --> 00:15:29,170
‫این رسالت ما و همون هدفیه که برای ما مقدر شده.

189
00:15:35,510 --> 00:15:36,810
‫حالت خوبه؟

190
00:15:36,810 --> 00:15:38,360
‫هی، آهای با توام!

191
00:15:39,790 --> 00:15:40,920
‫چه مشکلی پیش—

192
00:15:54,700 --> 00:15:55,770
‫امم...

193
00:15:57,650 --> 00:15:59,150
‫چیزی شده،

194
00:15:59,480 --> 00:16:00,760
‫ارباب؟

195
00:16:01,380 --> 00:16:03,570
‫نه، هیچی.

196
00:16:04,380 --> 00:16:06,800
‫فقط تازه فهمیدم برده بودن چه حسی داره.

197
00:16:14,580 --> 00:16:16,790
‫تسوای‌هندرِ روح‌خوار

198
00:16:14,930 --> 00:16:17,100
‫انـ-انجامش دادم.

199
00:16:17,730 --> 00:16:20,920
‫بلد بودم چطوری افسون «اسکن» (بررسی) رو اجرا کنم، ولی تا حالا انجامش نداده بودم.

200
00:16:21,280 --> 00:16:23,880
‫«تسوای‌هندرِ روح‌خوار»؟

201
00:16:24,470 --> 00:16:25,210
‫ها؟

202
00:16:25,210 --> 00:16:29,180
‫این تجهیزات مجموع آمار شما را ۹۹۵ واحد کاهش می‌دهد.
‫این تجهیزات باعث ذوب شدن بدن می‌شود.

203
00:16:25,920 --> 00:16:28,640
‫تموم افسون‌هاش کاهنده است.

204
00:16:29,580 --> 00:16:31,160
‫کاهنده؟

205
00:16:31,160 --> 00:16:32,640
‫ولی من خیلی احساس سبکی می‌کنم.

206
00:16:33,060 --> 00:16:35,760
‫تازه نه تنها ذوب نشدم،
‫بدنم خودش رو ترمیم هم کرد.

207
00:16:36,270 --> 00:16:37,820
‫قضیه چیه؟

208
00:16:37,820 --> 00:16:39,890
‫انگار همه چی برعکس شده.

209
00:16:40,270 --> 00:16:42,120
‫آره درسته! برعکس...

210
00:16:43,380 --> 00:16:45,130
‫صبر کن، این توانایی ذاتی منه.

211
00:16:45,530 --> 00:16:47,240
‫توانایی ذاتی: معکوس

212
00:16:46,060 --> 00:16:47,240
‫معکوس.

213
00:16:47,770 --> 00:16:51,240
‫اثرات منفی تبدیل به مثبت می‌شن.
‫ذوب شدن تبدیل به درمان می‌شه.

214
00:16:52,360 --> 00:16:53,840
‫همه چی کاملاً وارونه شده.

215
00:16:58,580 --> 00:17:03,480
‫عجبی نیست که نفهمیده بودم!
‫کی فکرشو می‌کرد از سلاح‌های نفرین‌شده استفاده کنه؟

216
00:17:04,110 --> 00:17:06,090
‫ببخشید. یکم جوگیر شدم.

217
00:17:06,520 --> 00:17:13,600
‫خلاصه اینکه به لطف توانایی ذاتیم،
‫نفرین‌ها فقط قوی‌ترم می‌کنن!

218
00:17:14,830 --> 00:17:16,470
‫این خیلی بزرگه!

219
00:17:16,750 --> 00:17:21,980
‫فکر می‌کردم یه توانایی کاملاً بی‌مصرفه.
‫اصلاً نمی‌دونستم میشه اینجوری ازش استفاده کرد.

220
00:17:21,980 --> 00:17:26,860
‫که اینطور؟ من درست نمی‌فهمم،
‫ولی متوجه شدم که تو فوق‌العاده‌ای.

221
00:17:26,860 --> 00:17:28,330
‫چه واکنش سردی!

222
00:17:32,310 --> 00:17:36,870
‫بی‌خیال. به نظر نمیاد کلاً
‫آدم احساساتی‌ای باشه.

223
00:17:37,380 --> 00:17:40,900
‫تا غروب وقت زیادی نداریم.
‫بیا راه بیفتیم.

224
00:17:40,900 --> 00:17:41,580
‫باشه.

225
00:17:42,010 --> 00:17:45,710
‫اگه می‌خوایم زنده بمونیم، اولین چیزی
‫که لازم داریم پوله.

226
00:17:45,710 --> 00:17:47,050
‫کجا داریم میریم؟

227
00:17:47,560 --> 00:17:48,970
‫اتحادیه ماجراجویان.

228
00:17:52,050 --> 00:17:54,050
‫فلوم تصمیم گرفت برگرده خونه.

229
00:17:54,940 --> 00:18:00,060
‫من کمک کردم قانع بشه. موندنش و سفر کردنش
‫با ما اصلاً منطقی نبود.

230
00:18:00,060 --> 00:18:02,750
‫و خودشم اینو خیلی خوب می‌دونست.

231
00:18:03,170 --> 00:18:06,520
‫واسه همین با میل خودش انتخاب کرد
‫که برگرده روستاش.

232
00:18:06,520 --> 00:18:08,810
‫به هرحال خیلی هم به دردمون نمی‌خورد.

233
00:18:09,340 --> 00:18:10,820
‫سیریل هم باهام موافق بود.

234
00:18:11,900 --> 00:18:14,250
‫مگه نه، سیریل؟

235
00:18:16,100 --> 00:18:17,760
‫به صلاح خودشه.

236
00:18:18,980 --> 00:18:20,990
‫امیدوارم درک کنی.

237
00:18:20,990 --> 00:18:22,080
‫آ-آره.

238
00:18:23,940 --> 00:18:27,670
‫حرفای بدی زدم و خیلی رنجوندمش.

239
00:18:27,670 --> 00:18:31,050
‫این کیک خوشمزه نیست، سیریل؟

240
00:18:31,820 --> 00:18:36,410
‫فقط به لطف فلوم بود که زیر فشار
‫قهرمان بودن کم نیاوردم.

241
00:18:37,790 --> 00:18:41,160
‫با این حال... خیلی نمک‌نشناس بودم.

242
00:18:42,090 --> 00:18:45,400
‫دیگه حق ندارم خودمو دوستش بدونم.

243
00:18:46,140 --> 00:18:48,270
‫حالا که اون مزاحم رفته...

244
00:18:48,270 --> 00:18:50,480
‫تو حقاً مال من می‌شی.

245
00:18:51,370 --> 00:18:55,450
‫تو، یه قهرمان مادرزاد، و من، یک فرزانه.

246
00:18:56,290 --> 00:19:00,190
‫آدمای بااستعدادی مثل ما
‫ساخته شدن که با هم باشن.

247
00:19:01,330 --> 00:19:07,380
‫پایتخت به چهار منطقه تقسیم شده بود:
‫مرکزی، شرقی، غربی و شمالی.

248
00:19:07,990 --> 00:19:10,840
‫همه جور کسب‌وکاری تو منطقه مرکزی برپا بود.

249
00:19:11,380 --> 00:19:13,550
‫منطقه شرقی خونه‌ی ثروتمندان بود.

250
00:19:13,910 --> 00:19:18,010
‫قلعه سلطنتی و کلیسای جامع نقاط برجسته منطقه شمالی بودن.
‫و در نهایت...

251
00:19:18,330 --> 00:19:22,800
‫منطقه غربی موند برای فقرا و ستم‌دیدگان.

252
00:19:23,980 --> 00:19:26,230
‫اتحادیه

253
00:19:24,390 --> 00:19:26,230
‫اومدم ماجراجو بشم.

254
00:19:26,570 --> 00:19:28,560
‫میشه برام مجوز صادر کنید؟

255
00:19:29,730 --> 00:19:31,520
‫اگه شوخیه، اصلاً بامزه نیست.

256
00:19:32,270 --> 00:19:35,080
‫شما دوتا بهتره برید فاحشه بشید.

257
00:19:35,080 --> 00:19:37,360
‫چندتا فاحشه‌خونه می‌شناسم
‫که معرفیتون کنم.

258
00:19:38,100 --> 00:19:40,830
‫جوونید. کلی مشتری براتون هست.

259
00:19:41,280 --> 00:19:43,250
‫من می‌تونم بجنگم.

260
00:19:43,250 --> 00:19:45,640
‫فقط اون مجوز رو صادر کن!

261
00:19:45,640 --> 00:19:50,080
‫هیس، دارم بهت میگم
‫و بفهم که دارم میگم بیخیال شو.

262
00:19:50,520 --> 00:19:53,270
‫دهنتو ببند و آماده شو لنگاتو باز کنی.

263
00:19:54,550 --> 00:19:56,920
‫دنبال ارباب واسه امشب می‌گردی؟

264
00:19:56,920 --> 00:19:59,970
‫من که اون دختر مومیایی رو بیخیال می‌شم.

265
00:19:59,970 --> 00:20:01,520
‫لعنتی پسر. مهربون باش.

266
00:20:01,520 --> 00:20:03,520
‫اوه، یعنی تو باهاش می‌خوابی؟

267
00:20:03,520 --> 00:20:04,390
‫عمراً.

268
00:20:05,430 --> 00:20:07,930
‫خیلی خب آقایون، بس کنید.

269
00:20:08,990 --> 00:20:10,620
‫د-دین؟

270
00:20:11,870 --> 00:20:17,440
‫یلا، خیلی پیش نمیاد که خونِ تازه
‫بیاد اینجا تو زاغه‌های منطقه غربی.

271
00:20:17,440 --> 00:20:19,200
‫باید مهمون‌نوازتر باشیم.

272
00:20:19,890 --> 00:20:24,810
‫اینکه بعد از گرفتن مجوز زنده می‌مونن یا می‌میرن
‫پای خودشونه.

273
00:20:24,810 --> 00:20:28,500
‫اگه می‌خوان خطر کنن، باید بذاریم امتحان کنن
‫—برده و نجیب‌زاده فرقی ندارن.

274
00:20:28,500 --> 00:20:30,060
‫احسنت! دین حرف نداره!

275
00:20:30,060 --> 00:20:31,250
‫هرچی شما بگید.

276
00:20:33,070 --> 00:20:35,630
‫مسئول پذیرش بدعنق رو چه راحت راضی کرد.

277
00:20:36,260 --> 00:20:37,540
‫بذار ببینم.

278
00:20:37,010 --> 00:20:38,720
‫درخواست کار

279
00:20:38,350 --> 00:20:40,780
‫هی، واسه شروع نظرت راجع به این چیه؟

280
00:20:40,780 --> 00:20:42,510
‫امم، مطمئن نیستم...

281
00:20:42,510 --> 00:20:44,760
‫درخواست کار: رتبه F

282
00:20:48,250 --> 00:20:49,810
‫بفرما.

283
00:20:49,810 --> 00:20:52,770
‫این کار رو که انجام بدی
‫مجوزت رو می‌گیری.

284
00:20:52,770 --> 00:20:53,560
‫ممنون.

285
00:20:54,030 --> 00:20:56,700
‫امم، بابت کمکتون ممنونم.

286
00:20:56,700 --> 00:20:58,030
‫حرفشم نزن.

287
00:20:58,530 --> 00:21:04,450
‫اسمم دین فینئاسه.
‫ماجراجوی رتبه A تو اتحادیه.

288
00:21:04,990 --> 00:21:05,870
‫خوشبختم.

289
00:21:06,240 --> 00:21:08,830
‫منم همینطور.

290
00:21:09,150 --> 00:21:13,690
‫این هدف رتبه Fـه، آسون‌ترینش.
‫باید در حد همون غول‌ها باشه.

291
00:21:13,690 --> 00:21:14,710
‫خیلی خب، بریم.

292
00:21:14,710 --> 00:21:16,460
‫بله، سرورم.

293
00:21:16,460 --> 00:21:20,290
‫صبر کن، رتبه D؟ مگه اون هیولاها سه...

294
00:21:20,290 --> 00:21:24,260
‫حتی پنج برابر قوی‌تر از
‫هیولاهای رتبه F نیستن؟

295
00:21:24,260 --> 00:21:28,140
‫فقط سطح رو یکم بالا بردم تا مطمئن بشم
‫تازه واردمون از پسش برمیاد.

296
00:21:28,140 --> 00:21:30,200
‫اون دخترا اون بیرون می‌میرن.

297
00:21:30,200 --> 00:21:33,990
‫اگه بمیرن، یعنی عرضه نداشتن.
‫برخلاف من.

298
00:21:33,990 --> 00:21:35,940
‫دینِ خودمون!

299
00:21:35,940 --> 00:21:38,300
‫به سلامتی دین!

300
00:21:38,300 --> 00:21:38,900
‫آره!

301
00:21:39,270 --> 00:21:40,900
‫دین فینئاس.

302
00:21:41,370 --> 00:21:44,890
‫یک متقلب که با اتحادیه تبانی کرده
‫و با روش‌های کثیف...

303
00:21:44,890 --> 00:21:48,320
‫به رتبه A رسیده با اینکه
‫اصلاً صلاحیتش رو نداره.

304
00:21:48,320 --> 00:21:50,120
‫بهش می‌گفتن: شرور نترس.

305
00:21:52,260 --> 00:21:53,600
‫ای بابا...

306
00:21:54,360 --> 00:21:56,410
‫چه هدر رفتنِ دوتا زندگیِ سالم.

307
00:21:57,170 --> 00:22:00,840
‫آدمای خوب هم اینجا پیدا میشن!
‫یه حسی بهم میگه همه چی درست میشه!

308
00:23:37,810 --> 00:23:40,020
‫تصادف و سرنوشت

